فروشگاه سایت

آموزش روش های تجارت الکترونیک | روزانه درآمد کسب کنید

ارزش خودشناسی


چنین توجیه شده ایم که در این عصر قهرمان و قهرمانپروری وجود ندارد. این امر نمیتواند به صورت اعم قابل پذیرش باشد و مواردی بسیار را میتوان برشمرد که از این قاعده مستثنی هـستند. بـا یـک بررسـی سطحی هر فرد میتواند که به مواردی برخورد نماید کـه قهرمانـانی توانـستهانـد در زنـدگی شخـصی و حرفهای آنها تأثیر بگذارند.

 هنگامی که زندگینامه وینستون چرچیل را مرور میکنیم، درمییابیم که او یـک قهرمان است. قهرمانی که میتوانیم از او درس خودشناسی بیـاموزیم. او در مقطـع و برهـهای حـساس از تاریخ، مقام نخست وزیری انگلستان را به عهده گرفت و با ارزش نهادن بر خـود و افکـارش، از آن بحـ ران سربلند بیرون آمد و دوره کاری خود را با موفقیت به پایان رسانید. چرچیل آماده مقابله با همه بحرانهای بالقوه و بالفعل موجود بر سر راه خود بود. عامل اصـلی کـه او را آماده مبارزه با این بحرانها میکرد، اعتماد به نفس عظیمـی بـود کـه در او وجـود داشـت . او مـیگفـت: «مطمئن هستم که نبایستی شکست بخورم.» او به خوبی به نیروهایی که در اختیار داشت و منابع عظیمی را که بدان نیازمند بود، میشناخت. شاید این سؤال برای ما مطرح شود که خوب ما که چرچیل نیستیم . بله، این درست است. اما بایستی به این اعتقاد برسیم که فرد فرد ما میتوانیم با همین درجه اطمینان و آگاهی به تواناییهای خود دست یابیم. مطمئناً ما با بحرانهایی نظیر آنچه چرچیل با آن روبهرو بـود روبـهرو نخـواهیم شـد. امـا در مبـارزات زندگی به هر صورت که باشد، همه ما این قدرت را داریم که احساسی مشابه داشته از اطمینان، اعتقـاد و اعتماد بهنفس برخوردار باشیم. وقتی راجع به قهرمانان صحبت میکنیم، الزاماً این قهرمانان سیاستمداران یا سیاست بازان یا رهبران نیستند. میتوانیم از قهرمان در زمینه های ورزشی یا فرهنگی یا هنـری نیـز یـاد کنیم که به مکانهایی رسیدهاند که هیچکس تصورش را نمیکرده است. در همـه ایـن افـراد یـک نکتـه مشترک وجود دارد. آنها به خوبی خود را میشناسند. ارزشهای خود را درک میکنند و قدرت ناشی از این اطلاعات را میدانند. یکی از این افراد مایکل جردن بسکتبالیست معروف است. او به اعتقاد اکثریت کارشناسان و متخصـصان، بهترین بازیکن این رشته ورزشی بوده است. او از شرایط فیزیکی بسیار خوبی، کـه مناسـب بـا ایـن رشـت ه ورزشی است، برخوردار است. اما چرا بازیکنان بسیاری که دارای چنین ویژگیهایی هستند، نتوانستهانـد در حد و اندازه او موفق شوند؟ عاملی که مایکل جردن را از دیگران متمایز میسازد، اشتیاق، قطعیت تصمیم و میل به خوب بازی کردن و شناخت ارزشهای خود است. نمیتوان بازی مایکل جردن را مشاهده کرد و به قدرت اراده و مصمم بودن او برای خوب بازی کـردن پی نبرد. و مطمئناً همین اشتیاق و عزم راسخ است که باعث شده او بـه موفقیـت هـایی برسـد کـه بـرای بسیاری از کارشناسان و متخصصان حیرت آور و باورنکردنی است. در همینجا به وجوه اشتراک بین وینستون چرچیل و مایکل جردن پی می بریم. این دو نفر به همه ثابـت کردند که دارای خصوصیات لازم بوده، خود و ارزشهای خود را بهخـوبی شـناخته و دقیقـاً مـیداننـد کـه هدفشان چیست و میخواهند به کجا برسند. اینها علت قهرمان بودن این دو نفر است و باعث بـه وجـود آمدن احترامی است که همگان، حتی سختترین رقبایشان برای آنها قائل بوده و هستند.

افرادی که به نظر میرسند همه چیز را با هم دارند، عموماً خوشبـین هـستند. دارای آرامـش درونـی بوده و در اکثر مواقع به هدفهای روحی، احساسی و یا فکری خود میرسند. همه افراد مشخصههـای لازم را ندارند اما بعضی ویژگیهایی دارند که به نظر میرسد در همه افرادی که همـه چیـز را بـا هـم دارنـد مشترک باشد: شناخت خود: میدانند که هستند، ضعف و قوتشان چیست، تواناییهای آنها کدام است و چطور باید آن را انجام دهند. این آگاهی به آنها کمک میکند که کارهای خارقالعادهای را حتی در زمانیکه از نظـر جـسمی (مانند مادر ترزا) ضعیف باشند، انجام دهند. اطمینان: ترس برای آنها مفهومی ندارد. وینستون چرچیل از صمیم قلـب اعتقـاد داشـت کـه شکـست نخواهد خورد. آگاهی به ارزش انسانها: توجه آنان به افرادی است که به آنها کمک کردهاند نه به خودشان. احساس اضطرار: بی صبری در مورد کاری که انجام میدهند. اینگونه افراد نمیتواننـد منتظـر طلـوع آفتاب روز بعد باشند. حس دارا بودن مأموریتی شخصی: آرمانگرا و دارای اشتیاق برای رسیدن به آن هستند و تمام هم و غم خود را به آن اختصاص میدهند. جاذبه شخصی: افراد را جذب میکنند. آگاهی به ارزش خود: خود را با دیگران مقایسه نمیکنند و تمام تمرکزشان برتواناییهایشان است.

مداومت در مسیر: افکار و ایده جدید، آنها را از مسیر منحرف نمـیکنـد و مـداوماً بـه سـمت تحقـق مأموریت شخصیشان در حرکت هستند. آرامش رفتار: معمولاً قادرند در موقعیتهای بسیار بحرانی خود را نجات دهند. اعتقاد اکثریت افراد بر این است که در زمـانهـای گذشـته انـسانهـا اوقـات بیـشتری بـرای انجـام کارهایشان داشتند. اما هنگامی که از آنها سؤال میشود خوب، چقدر بیشتر از امروز وقت داشتند؟ معمـولاً در جواب چیزی ندارند که بگویند. تنها تفاوتی که بین امروز و صدسال قبل وجود دارد این است کـه مـا بـا گزینههای بیشتری برای پرکردن وقت خود مواجه هستیم. یکی از دلایل مهم این موضـوع انجـام سـریعتـر کارهاست. صدسال پیش مردم امریکا زمان طی کردن عرض امریکـا را از سـه هفتـه بـا درشـکه، بـه یـک هفتـه مسافرت با قطار کاهش داده بودند. امروزه میتوان از نیویورک تا سانفرانسسیکو را در چهارساعت و نـیم با سرعت ١٠٠٠ کیلومتر طی کرده در این مدت شام خورد و فیلم سینمایی هم تماشا کرد. جامعه امروز شتاب بسیار زیادی پیدا کرده است و به دنبـال ایـن شـتاب مـا امـور را سـریع تـر انجـام میدهیم. رالف کیز محقق و نویسنده، در کتابی تحت عنوان زمان قفل شده (Timelock (میگویـد کـه در زمـان قفل شده حتی اضافه کردن یک ثانیه به برنامههای تعیین شده و فشرده شده افراد عملی نیست. دردو دهه قبل آماده کردن و چاپ یک طرح گرافیکی بسیار زمان بر بود . اول میبایست برآورد شـود که چه فضایی از صفحه کاغذ باید به این منظور اختصاص یابد. پس از آن اندازه حـروف مـتن بـرای تایـپ تعیین شود. طول خط، فواصل بین پاراگرافها و مواردی ایـن قبیـل مـشخص شـود. سـپس طـرح توسـط تایپیستها اجرا میشد. آن گاه برای حصول اطمینان از درستی آن بایستی آن را با چـسب در محـل مـورد نظر در طرح چسبانید. اگر همه چیز بهدرستی انجام شده بود، متن به اندازه محلی بـود کـه بـرای آن در نظر گرفته شده بود. وگرنه میبایست بهدقت آن را اندازه نمود و مجدداً چسبانید و یا اینکه دوباره کار را از ابتدا شروع کرد. اما حالا همه چیز تغییر پیدا کرده است. تمام کارهای یاد شده را در ظرف چند دقیقـه و بـا اسـتفاده از کامپیوتر شخصی میتوان انجام داد. مسئله اینجاست که چون شما کارها را سریعتر انجام میدهید، مشتریان از شما انتظار دارند که کـار را در فرصتی تحویل دهید که چند سال پیش غیر ممکن بـه نظـر مـی سـید. علـیرغـم آنکـه زمـان زیـادی صرفهجویی شده، باید درزمان باقی مانده کار بیشتری انجام دهید تا به اهداف تعیین شده برسید . امـروز عجله به مراتب بیشتر از زمانی است که کارها زمانبر بودند. حتی وقت فکر کردن به کارهایی که در حـال انجام آن هستیم، نداریم و نمیتوانیم به خود اجازه دهیم که راجع به مسائل طراحی فکـر کنـیم و شـاید راه بهتری پیدا کنیم. حتی در زمانهای مرخصی و استراحت نمیتوانیم ارتباطات را قطع کنیم. زیرا تکنولوژی ایـن موقعیـت را به وجود آورده که حتی در دورافتادهترین نقاط به تلفن همراه جواب دهیم. بـه نظـر مـیآیـد چـون ایـن تکنولوژی وجود دارد، بایستی از آن بهره برد.


  • ۰ مفید بود
  • ۰ دیدگاه ها
    • چهارشنبه ۲۷ تیر ۹۷
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی